نویسنده و اندیشمند معروف فرانسوی که به خاطر نوشته ها و موضعگیری های سیاسی اش به عنوان یک منکر هولوکاست توجه عمومی را به خود جلب کرد در سال 1982 به دین اسلام گروید.
گارودی طی جنگ جهانی دوم در شهر جلفه الجزایر به عنوان اسیر جنگی زندانی بود؛ او عضو حزب کمونیست فرانسه بود و در کتاب الگویی برای سوسیالیسم در فرانسه که سال ۱۹۶۸ منتشر شد، سعی کرد مارکسیسم را با مسیحیت کاتولیک آشتی دهد. حتی در کتاب مارکسیسم در قرن بیستم کوشید نشان دهد که مارکسیسم می تواند ارزش های مذهبی را در خود جذب ‏کند.
در کتاب هشدار به زندگانی اعلام داشت که غربیان مسیحی در حال کشتن ‏فرزندان و نوادگان خود هستند. در همین کتاب او به تحقیق درباره‏ ادیان بزرگ می پردازد و سرانجام کمال مطلوب خود را در اسلام‏ می یابد و سپس مسلمان می شود. او با مسلمان شدن در سال 1982 نام «رجاء» را برگزید، اما روایت مسلمان شدن این اندیشمند فرانسوی هم شنیدنی است.
روژه گارودی می گوید او جزو مجموعه ای از نظامی های فرانسه بوده که در انقلاب سال 1960 با الجزایری ها می جنگیده اند و گروهی از مجاهدان مسلمان او را به اسارت گرفته اند. فرمانده این گروه یکی از مجاهدان را مامور کرده است که او را در کوه اعدام کند، اما وقتی گارودی با آن مجاهد مسلمان تنها می ماند، مجاهد الجزایری از او می پرسد: تو با خود اسلحه داری؟ و پاسخ می شود: نه، اسلحه همراه ندارم. آن مجاهد می گوید: پس چطور کسی را که با خود اسلحه ندارد، بکشم؟ و آن گاه او را آزاد می کند. گارودی گفته این ماجرا سال ها ذهن و دلم را به خود مشغول ساخته بود و دائما آن را به خاطر می آوردم و سرانجام به تحقیق درباره اسلام پرداختم و یقین پیدا کردم که آن مجاهد با الهام از عقیده و اخلاق اسلامی، با من چنان برخوردی کرده است و این رویداد بیشترین تاثیر را در مسلمان شدن من داشته است.