مواردى را علماى اخلاق بیان كرده اند كه غیبت در آن موارد اشكال ندارد، بلكه گاهى هم لازم مى باشد كه در اینجا به چند مورد اشاره مى شود:
1-
اگر گرفتن حق در شكایت بستگى به آن داشته باشد، مثل این كه بگوئى پولم را خورده ، كتكم زده ، به ناموسم خیانت كرده ، شبانه وارد منزلم شده ، چاقو كشیده ، و مانند آن .
2-
اظهار عیوب كسى بقصد این كه اگر به او برسد ترك مى كند.
3-
در مشورت كه اگر عیب طرف را نگوئى یك فرد مسلمانى مبتلا مى شود، مانند آن كه بگوئى فلان جوان شرابخوار، بى نماز، بى تربیت ، بى دین ، بد اخلاق ، كبوتر باز، ویلان ، و مانند آن بوده ، و یا بگوئى فلان دختر بى شرم ، بى حجاب ، بى دین ، بى عفت ، و مانند آن مى باشد، البته در آنها این صفت ها هم بوده نه آن كه خداى نخواسته از روى حسادت یا قصد و غرضى باشد.
4-
نزد طبیب اظهار عیب كردن مثل این كه بگوئى فلانى به آن مرض دچار است .
5-
شاهد و گواه را در كردن و ذاكر صفات بد او رد حد لزوم .
6-
اظهار عیب رفیقى كه با مومنى رفاقت كرده ، براى آگاه ساختن شخص مومن .
07-
اظهار عیب عالم یا قاضى و حاكم شرعى كه قابلیت آن را ندارد.
8-
لقب مشهور كسى را گفتن مانند این كه بگوئى : فلان شخص كور در صورتى كه همه او را به این صفت بشناسند.
9-
غیبت فاسق در گناه ظاهر او كه باكى از آن نداشته باشد، مثل كسى كه علنى شراب خورده ، قمار نماید، ریش بتراشد، بى حجاب باشد و از كرده خود در ظاهر شرمسار نباشد 10- در مواقع شهادت مثل این كه بگوید: من دیدم زنا كرده ...
.
11-
گفتارهاى اهل بدعت و سخنان گمراه كنندگان و مرام و مسلك آنها را براى مردم آشكار ساختن .
12-
غیبت كفار.
13-
كسى كه به كسى دیگر منسوب نباشد و خود را به او نسبت دهد كه جایز است رد كردن آن .
14-
غیبت شخص غیر معین كه معلوم نشود مراد كیست ، مثل این كه گفته شود؛ احمقى گفت ، مبتلا به فرد نادانى شدیم ، یا یك عده چنین مى گفتند.
15-
طرفین عیب را دیده و یا مطلع باشند.

کسب درآمد و تجارت اینترنتی