تبلیغات عیسی (ع) و افزایش پیروان او ، موجب شد که یهودیان و روحانی نمایان یهود کینه آن حضرت را به دل گرفته و به فکر افتادند تا توطئه قتل آن بزرگ مرد را فراهم سازند، آنها برای اجرای اهداف شوم خود، قیصر روم را تحریک کردند و به او گفتند اگر این وضع ادامه یابد سلطنت تو واژگون خواهد شد .برای حفظ سلطنت چاره ای جز کشتن عیسی نداری. حضرت عیسی (ع) از توطئه دشمن آگاه شد، مکان خود را با یاران مخصوصش عوض می کرد و در مخفی گاهها بسر می برد تا از گزند دشمن محفوظ بماند.

عیسی (ع) با یاران مخصوص به باغی وارد و در آنجا مخفی شدند ولی بر اثر گزارش ((یهودا)) وقتی که شب فرا رسید و هوا تاریک شد جاسوسان و جلادان دشمن از در و دیوار باغ وارد شدند و حواریون را احاطه کردند . وقتی که حواریون خود را در خطر شدید دیدند عیسی (ع) را تنها گذاشتند و گریختند . در چنین لحظه خطرناکی خداوند عیسی (ع) را تنها نگذاشت، او را یاری کرد و وچودش را از چشم مهاجمان پوشانید و مردی که شباهت کاملی به عیسی (ع) داشت ، (یعنی همان یهودا اسخریوطی ) به جای عیسی (ع) دستگیر شد. آن مرد بر اثر وحشت و ناراحتی شدید خود را باخت و لال شده نتوانست خود را معرفی کند ، لذا به دست جلادان به دار آویخته و اعدام شد و به مکافات عمل خئد رسید.

قیصر روم ، وزیران و لشگریان پنداشتند عیسی (ع) را کشته اند : (( ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبه لهم ))

نه عیسی (ع) را کشتند و نه به  دار آویختند، ولی امر بر آنها مشتبه شد. در جامعه منعکس شد که عیسی(ع) اعدام شد، حتی مسیحیان همین عقیده را دارند و شعار صلیب که در تمام شئون زندگی مسیحیان دیده می شود، بر اساس این اعتقاد است که عیسی (ع) مصلوب شد، یعنی به دار آویخته شد و به شهادت رسید . اما طبق صریح قرآن او کشته نشد و به دار هم آویخته نشد، بلکه خداوند او را زنده به سوی خود برد.